Sunday، January 29، 2012

Bienvenidos a México

چند وقتی هست که براي ماموريت کاری به مکزيک اومدم. و اينطوری که برنامه کاريم است بايد فعلاً 7- 8 ماهی اينجا بمونم. قبلاً هم ماموريت مکزيک اومدم. همکاراي بسيار جالبی دارم توي دفتر مکزيک. يعنی اينجا کاملاً همه چی با دفتره تورنتو فرق ميکنه. دوتا گزينه داشتم که اينجا يا توي هتل اين مدّت رو زندگی کنم يا اينکه برايم خونه اجاره کنن. من هم ترجيح دادم که توي خونه زندگی کنم. براي همين قبل از اومدنم مديره افيس مکزيک برايم يک خونه دو خوابه مبله اجاره کرد.
هر سری که من با اير کانادا سفر ميکنم يه مشکلی داره. تاحالا دو دفعه چمدون هایم رو گم کردن. اين سری هم که داشتم ميومدم بايد ميرفتم دالاس در تکزاس و از اونجا ميومدم مکزيکو سیتی. قرار بود که تو دالاس 2 ساعت ترانزيت داشته باشم، ولی پرواز تورنتو به دالاس 3.5 ساعت تاخير داشت براي همين پرواز دالاس به مکزيکو سیتی رو از دست ميدادم. سریع رفتم بيليتم رو عوض کردم و بجای اينکه بروم دالاس يه بليت واسه هوستون گرفتم و از هوستون اومدم مکزيکو سیتی. حالا فکرش رو بکنيد چمدان های من رو فرستاده بودن کارگو و بعدش من داشتم پروازم رو عوض ميکردم، بايد ميرفتن داخل کارگو چمدن های من رو پيدا ميکردن و تگ هارو عوض ميکردن.
چيزی که برام جالب بود اينه که يک بار که با اير کانادا سفر ميکردم وقتی تو کشوره مقصد بارم رو تحويل گرفتم متوجه شدم که قفل چمدونم باز شده ولی چيزی از چمدونم کم نشده بود. شک کردم گفتم شايد خودم يادم رفته چمدونم رو قفل کنم. ولی اين سری از قصد قفل های چمدونم رو چک کردم و تحويل بار دادم، وقتی تو شهره مقصد چمدون هارو تحويل گرفتم يکی از چمدون ها قفلش باز بود و يکی ديگشون اصلاً قفل نداشت و وسايله داخله چمدن کاملاً مشخص بود که دست خورده است. نميدونم هر سری داخله چمدونه من دنباله چی ميگردن. فقط ميدونم که بصورته سيستماتيک چمدون های من رو هر سری که از من تحويل ميگيرن بعدش ميگردن و دنباله چيزی ميگردن، ولی اينقدر احمق هستن نميدونن که اون چيزی که دنبالش ميگردن رو من داخله چمدون با خودم حمل نميکنم.
فرداي روزی که اومده بودم مکزيک با 2 تا از دوستام رفته بودم برای ناهار بيرون که 1 سرقت از بانک ديدم، حدود 10 تا ماشينه پليس ريخت و من با تعجب گفتم چی شده اونا هم خيلی خونسرد گفتن که هيچی يکی بانک رو زده، زياد جدّی نگير اينجا هفته ای يک بار سرقت از بانک ميشه.
اينجا ساعت کاری اينجوريه که از ساعت 8:30 کار شروع ميشه تا 6:30 بعدازظهر و از ساعت 2 تا 4 هم وقته ناهاره و همه ميرن خونشون. من چون خونم از افيس دور است و ماشين هم ندارم با 2 تا از دوستانم ميريم يک رستوران ناهار ميخوريم. يعنی همونقدر که تو ايران شما در مورده تورم و قيمته دلار و سياست حرف ميزنيد اينا هم در مورد آدم ربايی، سرقت، قتل و قاچاق مواده مخدر حرف ميزنن. از طرفه شرکت هم بهم تذکر دادن که از ساعت 9 شب به بعد حق ندارم از خونه بيرون بروم، و هيچ گونه وجهه نقد و کارت اعتباری نبايد با خودم حمل بکنم. اگر هم مورده سرقت قرار گرفتم هيچگونه مقاومتی نکنم.
اون روز از دهنه من در رفت و گفتم که شرکت من رو بيمه آدم ربايی کرده و فرستاده مکزيک و اين همکارام وسوسه شده بودن که من رو بدزدن و از بيمه استفاده کنن.

6 نظر:

ناشناس گفت...

مکزیک از نظر جرم و جرایم حرف اول را میزنه و دیگه اینکه درست گفتند که 9 یا 10 شب بیرون رفتن خطرناک هست در مکزیک در روز روشن زن یکی از دوستان را داشتند جلوی چشم همسرش میدوزدیدن دیگه خودت حساب کن...و دیگه اینکه هیچ وقت حتی به شوخی مسایل بیمه و مالی و بیمه عمر و اینها را حتی اگر شوخی هم باشه عنوان نکن ...گاهی ممکنه سوسه انگیزه باشه برای بعضی ها...و دیگه اینکه شما نباید وقتی پرواز میکنید چمدان تان را قفل کنید چون در فرودگاههای اینجا قفل زدن به چمدان ممنوع هست برای همینه که می ببیند چمدانتان باز میشود

از دیار نجف آباد گفت...

آخه رفیق مگه بیکاری از این شوخی ها میکنی ... حالا بیمه ی آدم ربایی که شرکت به اونها میده رو بیخیال ... نمیگی که گوش به گوش میرسه به اونی که باید و یه وقت هم جدی جدی دزدیدنت که هوچ، کار به جاهای باریک تر کشید و شهیدوندنت!!! پس لااقل یادت باشه یه چهارتایی مرگ بر آمریکا بگی تا لااقل با عزت و تاج گل ببرندت تور مفتی ایرون و کلی تحویل محویل و معروف شدن توی تلویزیون :))) ب

بعد از شوخی سخت مواظب خودت باش و امیدواریم که با موفقیت و سربلندی و تندرستی به سر زندگی و کارت برگردی.

موفق و پیروز باشید ... درود و دو صد بدرود
ارادتمند حمید

ناشناس گفت...

کیت:
وای چه باحاللللللللللل!!!!
من عاشق هیجانم و یکی از ارزوهام اینه که به مکزیک و برزیل سفر کنمواقعا باید رویایی باشه چقدر خوب که اینقدر زود کار مرتبط گیر اوردین یا خیلی حرفه ای هستید یا خیلی خوش شانس اخه دوستان خیلی مینالن که کار مرتبط اصلا گیر نمیاد و اگرم میاد چنین و چنان اما شما تو یه سال ماشااله خیلی پیشرفت کردین؟؟!!
موفق باشید و بازم بنویسید.

دومینگو گفت...

مظلومی حیا کن اس اسی رو رها کن

دومینگو گفت...

مظلومی حیا کن اس اسی رو رها کن

ناشناس گفت...

سلام رفیق
من گه گداری به وبلاگت سر میزنم و از خوندن مطالبش انصافا لذت میبرم. اما بعنوان یه پرسپولیسی ۶ آتیشه منتظر روزی بودم که جواب اون پستی که در مورد مظلومی و استقلال نوشته بودی رو بدم. حالا اون روز رسیده اما چیزی نمیگم چون خودت همه شو میدونی
۱۰-۱۰-۳ یادت باشه همیشه

شاد باشی